بسم الله الرحمن الرحیم

? با قلم ناقص خود ذره ای از وجود تورا توصیف میکنم:
سلام بر تو ای گل دخترجنوب
دنیای شیرین کودکی ات در بازی های ساده ی روستایی خلاصه میشود، سازنده اسباب بازی هایت کسی جز خودت نیست ، تو با عروسک هایی که خود با گل و خاک ساخته ای خاله بازی میکنی … دوران شیرین ابتدایی ات در مدرسه ای دو کلاسه سپری میشود؛ شوق دانستن در وجود تو فوران میکند ولی معلم ات برای تو وقت زیادی ندارد چرا که زمانش باید بین پنج پایه تقسیم شود حال تو مانده ای با انبوهی از مسائل مبهم ریاضی و نکته های فارسی و….. تو می خواهی بدانی ولی چه کسی باید به تو بگوید ؟؟؟تو نمی خواهی ضعیف باربیایی ولی کسی نیست تا پایه های علمی تو را تحکیم کند!!با این حال شوق دانستن در تو خاموش نمیشود و خود به تنهایی مسیر را ادامه میدهی…