7 خرداد 1396معنوی
داستان: کپسول اکسیژن و سپهبد
نه! خودم می برم، برای مادرمه
🦋 #داستان_کوتاه آمده بود بیمارستان،کپسول اکسیژن می خواست؛امانت برای مادر مریضش.... سرباز بخش را صدا زدم،کپسول را ببرد؛نگذاشت! هر چه گفتم: «امیر،شما اجازه بفرمایید.؛ قبول نکرد!،خودش برداشت...» گفت:«نه!خودم می برم،برای مادرمه.» خاطره از امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی؛(جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح).یادگاران69ص ❤️ #بنیاد_صدر ❤️ #نثار_شهداء_صلوات https://telegram.me/joinchat/AZrTfDv5ND7DgT99AA5zWA
#داستان#شهادت#سپهبد#مادر