بنیاد خیریه صدربنیاد خیریه صدر
→ بازگشت
19 خرداد 1396معنوی

داستان از جبهه جنگ ایران و عراق

وقتی او سؤال شرعی می‌پرسه، مخصوصاً از نماز، من دیگه فرمانده نیستم

🦋 #داستان_کوتاه ✍ در حساس ترین مرحله ی عملیات بیت المقدس که پیشروی برای تصرف خرمشهر ادامه داشت، آمد در عمق جبهه ی شلمچه و در زیر آتش بسیار سنگینی که نفس همه را بریده بود، دوربین کشید و شبکه ی برق منطقه ی عمومی بصره را نشان داد و گفت: -اگه هدف عملیات، خرمشهر نبود، می تونستیم بصره رو تصرف کنیم. همان وقت یک رزمنده آمده بود و می پرسید که با لباس خون آلود می شود نماز خواند یا نه؟ با حوصله جواب او را داد و مقداری هم چرب تر و نرم تر از حد معمول، به او گفتم: -این بنده ی خدا هم فرصت گیر آورده، عاشق عمامه ی تو شده ، گفت : -وقتی او سوال شرعی می پرسه، مخصوصا از نماز، من دیگه فرمانده نیستم. این همون چیزیه که من می خوام. ❤️ #بنیاد_صدر ❤️ #نثار_شهداء_صلوات ❤️ @BonyadeSadr

#داستان#جبهه#دین#سرباز#شهید